عید سعید غدیر مبارک باد

یعرفون نعمة الله ثم ینکرونها (آیه 83 سوره نحل) عده ای نعمت خداوند را می شناسند سپس آنرا انکار می کنند. عید سعید غدیر، عید ولایت، عید اکمال دین، عید اتمام نعمت، عید امامت بر همه مسلمانان مبارک باد.

پیامبر اکرم (ص) هروقت به مسافرت تشریف می برد، شخصی را به عنوان امیر شهر و جانشین خود در مدینه منوّره انتخاب می نمود.

در آخرین غزوه یا سفر برای جهاد (یعنی غزوه تبوک) پیامبر(ص) برای مدت 17 روز که به بیرون از مدینه تشریف بردند حضرت علی علیه السلام را جانشین خود قرار دادند و به او فرمودند:"انت منی بمنزله هارون من موسی" تو برای من همانند هارون برای موسی هستی.

چگونه این پیامبر(ص) برای سفر آخرت و رفتن از این دنیا کسی را به عنوان امیر بر شهر و جانشین خود تعیین نکند! با اینکه خطرات و تهاجمات برای شهر هر روز بیشتر شده است؟!

در حجة الوداع و به تعبیر صحیح تر " حجة البلاغ" پیامبر اکرم (ص) حضرت علی (ع) را جانشین خود تعیین کرد و از مردم برای این مطلب بیعت گرفت. اگر مقصود فقط اظهار دوستی با حضرت علی (ع) بود، نیاز به بیعت نداشت. بیعت تنها در مساله حکومت و حاکمیت و زعامت معنا دارد. بنابر این از مساله بیعت می توان فهمید که مقصود پیامبر (ص) از جمله " من کنت مولاه فهذا علی مولاه" چه بوده است.

ضمناً در طول تاریخ پادشاهان کشورهای اسلامی معمولاً وقتی کسی را به عنوان ولایت عهد یا جانشین خود تعیین می کردند، در حکم ولایتعهدی می نوشتند: " اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله" یعنی نوع مسلمانان نیز از این جمله همان مساله ولایت و حاکمیت را می فهمیدند.

ولی چرا حضرت علی علیه السلام با آنکه 12 هزار شاهد بر حق خود داشت از مساله حکومت و خلافت ظاهری کنار گذارده شد، پاسخ را باید در دو چیز جستجو کرد: اول آنکه این حکومت مورد طمع عده ای واقع شده بود و حتی پول و رشوه می دادند برای آنکه رأی برای خود بخرند، بنی امیه با تهدید و تطمیع وارد قضیه شده و بشدّت کار می کرد. دوم بزرگواری و بزرگ منشی و زهد و عدم تعلق و عدم وابستگی اهل بیت علیهم السلام نسبت به حکومت.

طمع فراوان یک عده و گذشت فوق العاده یک عده باعث شد که حکومت در جای دیگری قرار گیرد.

بهر حال مساله غدیر مساله ولایت است. ولایت بر دو قسم است:

1- ولایت ذاتی که جعلی و قراردادی و اعتباری نیست. مثل ولایت خدای متعال که چون خالق جهان و خالق مردم است، بر همه ولایت تامه دارد و این ولایت ذاتی است و هرگز قابل سلب نیست.

ولایت پیامبر اکرم و ولایت ائمه اطهار علیهم السلام چون واسطه فیض هستند و ولی النعمه بر همه ماسوی الله هستند از این قسم است.

2-ولایت غیر ذاتی که تابع جعل و قرار داد است. مثل پدری که بر فرزند خود ولایت دارد و وصیت می کند که پس از من ولایت بر فرزندم را به فلان شخص تفویض می کنم. و او را وصی خود قرار می دهم. چنین ولایتی تابع مقدار جعل است. ولایت حاکم شرع و ولایت ولی فقیه و ولایت دولت از این قسم است، باید دید امام معصوم علیه السلام چه مقدار از ولایت خود را به ولی فقیه اعطاء نموده است. در مباحث فقهی و اصولی می گویند حذف متعلّق دلیل بر عموم است یعنی وقتی امام معصوم می گوید من فقهاء را به جای خود قرار دادم و نمی گوید در چه جهتی آنان را ولایت دادم معنای این کلام عموم ولایت است. البته بحث از ولایت و سعه و ضیق آن نیاز به مجالی وسیع دارد اما در اینجا تنها اینرا اشاره می کنم که ولایت بدون اطاعت لغو است. نمی شود کسی ولایت داشته باشد و ولایت را به کسی اعطاء نماید اما بگوید اطاعت از او لازم نیست. اطاعت از لوازم ذاتی ولایت است و ولایت بدون اطاعت لغو و بی فایده است، پس هرکس ولایت دارد اگر ولایت او شرعی بود. اطاعت او لازم و ضروری است.


یاداشت ویژه سال 90