مباهله، مهمترین فضیلت امیرالمومنین علیه السلام

فَمَنْ حَاجَّکَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبین

بسم الله الرحمن الرحیم

مأمون از امام هشتم سوال کرد: بزرگترین و مهم ترین فضیلت امیرالمومنین علیه السلام در قرآن چیست؟ امام رضا علیه السلام فرمودند: مهم ترین ویژگی حضرت علی علیه السلام در قرآن مسأله مباهله است.(آیات 59 به بعد سوره آل عمران) یعنی بحث مباهله که بین پیامبر اکرم(ص) و مسیحیان نجران رخ داد، مهم ترین فضیلت برای امیرالمومنین علیه السلام بود. یعنی از مسئله غدیر، مسئله انگشتر صدقه دادن و نزول آیه ی ولایت نیز مهم تر است.

ماجرای مباهله

مسیحیان نجران به خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمدند، پیامبر به آنها فرمود مسلمان شوید ولی آنها نپذیرفتند.(که علت آن را نیز توضیح می دهیم). و بعد از پیامبر سوال کردند که چطور می شود عیسی بن مریم انسان باشد و بدون پدر متولد می شود؟ علت سوال نیز این بود که مسیحیان نجران، عیسی را خدا می دانستند(نعوذ بالله) و بهمین جهت معتقد بودند که عیسی بدون پدر متولد شده است. در جوابشان این آیه نازل شد:

إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ مثل عیسی نزد خداوند همانند مثل آدم است، یعنی آنگونه که خداوند آدم را از خاک آفرید، عیسی نیز اینگونه متولد شده است.

مسیحیان این آیه را نپذیرفتند. بعد این آیه نازل شد:

فَمَنْ حَاجَّکَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبین(آیه مباهله)

و بنا شد پیامبر اکرم با مسیحی ها مباهله کنند، یعنی همدیگر را نفرین کنند و بگویند خدایا هرکس دروغ می گوید بر او عذاب نازل کن. مسیحی ها رفتند و با اسقف خودشان که نامش عبدالمسیح بود مشورت کردند، او گفت فردا من نیز برای مباهله می آیم.

فردا صبح، وقتی مسیحیان برای مباهله آمدند. دیدند که پیامبر اکرم (ص)، امام حسین علیه السلام را بغل نموده، دست امام مجتبی علیه السلام را گرفته، فاطمه زهرا سلام الله علیها پشت سر پیامبر و امیرالمومنین نیز پشت سر فاطمه زهرا سلام الله علیها می آیند..

وقتی مسیحیان پیامبر و اهل بیت علیهم السلام را دیدند، گفتند ما حاضر به مباهله نیستیم، و حاضر شدند جزیه بدهند اما مباهله نکردند. وقتی عاقد که یکی از کشیشان مسیحی بود به اسقفشان گفت چرا مباهله نکردید، گفت من چهره هایی را دیدم که اگر مباهله می کردیم تا سال آینده (این موقع) یک نفر مسیحی زنده نمی ماند و همه مسیحی ها با نفرین این خاندان از بین می رفتند.

چرا آیه ی مباهله فضیلت برای امیرالمومنین علیه السلام است؟

فَمَنْ حَاجَّکَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبین

هرکس با تو ای پیامبر محاجه و مناظره کند درباره عیسی(یعنی هرکه ادعای خدائی عیسی را بکند) بگو بیائید و فرزندان خودمان را نیز بگوئیم بیایند و زنانمان را نیز بگوئید بیایند (فاطمه زهرا سلام الله علیه و زنان مسیحی) و خودمان را نیز بگوئیم بیایند. که مقصود امیرالمومنین علیه السلام است. (أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ) و معنای آن این است که حضرت علی خود پیامبر است و پیامبر خود علی است و هیچ تفاوتی باهم ندارند، همانگونه که در دعای ندبه می گوئیم انا و علی من شجره واحده و سائر الناس من شجر شتی پیامبر و علی یک ریشه و درختند، یعنی یک روحند در دو بدن و بقیه مردم متفاوتند. و علت اینکه مهمترین فضیلت امیرالمومنین است این است که این آیه می گوید علی علیه السلام با پیغمبر اکرم (ص) یکی است و هیچ تفاوتی نمی کند و نفس علی، نفس پیامبراست و نفس پیامبر، نفس علی است.

چرا مسیحیان نجران وقتی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام را دیدند مسلمان نشدند؟

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به اسقف مسیحیان فرمود مسلمان شوید. اسقف گفت من قبل از شما مسلمان بودم. پیامبر اکرم فرمود کسی که تثلیث را قبول دارد مسلمان نیست و مشرک است. بعد پیامبر فرمود من می دانم چرا مسلمان نمی شوید:

یمنع من اسلامکم حب شرب الخمر و حب التثلیث و اکل الخنزیر

شما سه گناه دارید که آن باعث می شود که مسلمان نشوید، 1- به صلیب علاقه دارید و محبت آن به دل شما رفته و صلیب حرام است. 2- گوشت خوک می خورید. 3- شراب خوار هستید.

یعنی کسی که گناه می کند، عاقبتش این است که نمی تواند مسلمان شود. ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ

عاقبت گناه این است که انسان منکر خدا می شود. یعنی کسی که گناه می کند فهمش عوض می شود، مطالب را درست نمی فهمد. اگر انسان بخواهد سلامت فکر داشته باشد، فکرش مستقیم باشد و اعوجاج در اندیشه و در فکر نداشته باشد راه آن این است که گناه نکند.

اگوستین سه قرن قبل از پیغمبر اسلام در کتابش می گوید: اگر کسی گناه کند، فهمش نادرست می شود. به اندیشه ها و آراء انسان گنهکار اعتماد نکنید.

پیامبر اکرم در حدیثی می فرمایند: هرکس که یک گناه کند، یک مقدار از عقلش را برای همیشه از دست می دهد و دیگر آن عقل به او برنمی گردد.

و پیامبر خدا به مسیحیان نجران فرمود علت اینکه شما مسلمان نمی شوید این است که گناه می کنید.

مباهله ای در خصوص زیارت عاشورا

زمان پیامبر اکرم مباهله انجام نشد و فقط تهدید به مباهله بود. اما مباهله ای که صورت گرفت، مباهله ای بود که نوه ی صفوان، (صفوان کسی است که زیارت عاشورا را نقل کرده است) با قاضی کرکوک در شهر موصل انجام داد، نوه ی صفوان زیارت عاشورا و لعن و نفرین هایی که در زیارت عاشورا است را می خواند ، قاضی کرکوک که در موصل بود، گفت بنی امیه را نباید لعنت کرد، نوه ی صفوان نابینا بود، گفت من چشم ندارم که کتاب بخوانم و بخواهم با مطالعه جواب شما را بدهم و تنها کاری که می توانم بکنم این است که باهم مباهله کنیم، من می گویم حق با اهل بیت است و این کلماتی که در زیارت عاشورا است برحق است، شما نیز بگو کلمات زیارت عاشورا نادرست است. تا ببینیم خداوند بر چه کسی عذاب نازل می کند. سه روز روزه گرفتند: چهارشنبه، پنج شنبه، جمعه. روز جمعه به بیابان رفتند و نفرین کردند و گفتند خدایا هرکس دروغ می گوید بر او عذاب نازل کن، سپس به یکدیگر دست دادند، و وقتی دستشان را از هم جدا کردند، دست قاضی کرکوک سیاه شد. و وقتی به خانه رفت، بعد از سه روز کل بدنش سیاه شد و بعد از دنیا رفت. این سیاه شدن نه به دلیل سیاه شدن ظاهری است بلکه مقصود خشک شدن بود، دستش خشک شد و بعد از سه روز بدنش خشک شد و به جهنم رفت.

نکته ای در خصوص مناظره کردن پیغمبر اکرم و مسیحیان

در زمان، پیغمبر اکرم، مسیحیان و یهودیان مکرر برای بحث و مناظره، به خدمت پیامبر می آمدند. بعد از ظهر روز یک شنبه ای بود، مسیحیان نجران برای مناظره به مسجد پیامبر آمدند و گفتند: ما عبادت روز یکشنبه کلیسا را انجام ندادیم، اول عبادت را انجام بدهیم، و بعد با شما بحث کنیم، پیامبر گفت به گوشه مسجد بروید و کارتان را انجام دهید. مسیحیان ناقوس کلیسا را آوردند و خواستند در مسجد پیامبر بزنند، یک عده از مسلمانان خشک مقدس، گفتند یا رسول الله در مسجد شما، ناقوس کلیسا بزنند؟ و به عنوان اعتراض به پیامبر صدایشان بلند شد، ولی پیامبر جلویشان را گرفت، عده ای گفتند اینها نجس اند، باز پیامبر آنها را باز داشت و مسیحیان عبادت خود را در مسجد پیامبر انجام دادند و بعد برای بحث به خدمت پیامبر آمدند. که این نشان می دهد روحیه پیامبر چگونه بود. که نه تنها اجازه می داد مسیحیان به مسجد بیایند بلکه اجازه می داد عبادتشان را در مسجد انجام دهند. این برخورد پیامبر با غیرمسلمانان بود.

حمام کافر

در اراک، حمامی است به نام حمام کافر. علت آن نیز این است که یکی از مراجع تقلید در اراک راه می رفت، دید که یک خانمی بچه ی خودش را در طشت گذاشته و دارد بچه اش را می شوید، این عالم به آن زن می گوید: خانم این بچه سرما می خورد و مریض می شود. چرا نمی بریدش حمام. خانم می گوید: ما یهودی هستیم و مردم اراک نیز مسلمانند و ما را در حمام راه نمی دهند(یک مسئله شرعی این است که زن غیر مسلمان به زن مسلمان نامحرم است. زن یهودی یا مسیحی اگر به حمام زنانه برود مثل این است که یک مرد رفته است.) این عالم در اراک دستور می دهد و می گوید بر شیعیان واجب است که امسال خمس را دوبرابر دهند و خمس را دو برابر از شیعیان می گیرد و برای یهودی ها در اراک حمام می سازد و معروف می شود به حمام کافر. یعنی روحیه مسلمانان و علمای شیعه اینگونه بوده است که از شیعه و مسلمان خمس می گیرند و برای یهودی ها حمام می سازند و این سیره و روش بزرگان دین است. و از این مسائل بسیار در تاریخ است.

اولین ترجمه ی تورات

وقتی یک مرجع تقلید شیعه، فهمید که یهودیانی که در اصفهان هستند، نمی توانند تورات را بخوانند، چون ابتدا به آرامی، و بعد به عبری و بعد به سوریانی ترجمه شد، و اولین کسی که برای یهودی ها، تورات را از عبری به فارسی ترجمه کرد یک مرجع تقلید شیعه در اصفهان بود. که یهودیان لااقل کتاب خودشان را بخوانند.

آیت الله بروجردی رضوان الله تعالی علیه، وقتی عالمی را فرستاد در کشوری و در میان دشمنان، می فرمود: من نمی خواهم آنها را شیعه کنی، فقط به آنها بگو با انصاف باشند و ظلم نکنند.

شیعه مدافع مظلوم

این افتخار برای شیعه در تاریخ ثبت خواهد شد. شیعیان و طرفداران اهل بیت هرگز مظلوم نکشته اند. و هرگز مظلوم سرنبریده اند، مثلاً در کشور عراق، پیروان خلفا، به حق باشند یا به ناحق، آدمهایی هستند که مظلوم کش هستند، بی گناه کش هستند. سیره اهل بیت علیهم السلام بود که در طول تاریخ نگذاشتند شیعیان متعرض خون کسی بشوند. و در تاریخ ثبت خواهد شد که اهل بیت و پیروانشان چگونه عمل می کنند و خلفا و پیروانشان چگونه عمل می کنند.

خاک بهشت

در زمان صفویه، مناظراتی بین شیعیان در اصفهان با مسیحیان اروپایی رخ داد و حتی کتابهایی در این باره نوشته شد، مثل کتاب مثقل صفا و آینه ی حق نما که موضوعش مناظرات اصفهان با علمای مسیحی اروپا است.

در آن زمان مهمترین و بزرگترین عالم شیعه فیض کاشانی بود. جوانی مسیحی از اروپا به اصفهان آمد، هنوز در صورتش ریش در نیامده بود، و خواست با فیض کاشانی بحث کند، فیض به او گفت: در اروپا بزرگتر از تو پیدا نمی شد، جوان مسیحی پاسخ داد حتماً تو را گیر خواهم انداخت. فیض گفت اینگونه نیست، و به جوان گفت شما شروع کن. جوان مسیحی، سوالی پرسید، فیض در جواب دستش را در جیبش کرد و به جوان گفت در دست من چیست؟ مسیحی تا نگاهش را به دست فیض کاشانی انداخت: سرش را پایین انداخت و دیگر حرفی نزد. فیض کاشانی گفت: چقدر راحت گیر افتادی؟ جوان مسیحی گفت: من گیر نیفتاده ام، و میدانم در دست تو چیست ولی دارم فکر می کنم در جیب تو چه می کرد؟ فیض گفت: چه در دست من است؟ گفت: در دست تو خاک بهشت است. و تعجب من از این است که خاک بهشت در جیب تو چه می کند. فیض دستش را باز کرد و گفت راست می گویی این تربت امام حسین علیه السلام است که پیامبر ما فرموده است خاک قبر امام حسین، خاک بهشت است. مسیحی گفت اگر پیامبر شما فرموده است خاک قبر امام حسین علیه السلام خاک بهشت است، دیگر بحث کافی است و من مسلمان می شوم و مسلمان شد.

شاه عباس وقتی این قصه را فهمیدند، دستور دادند یک خروار تربت اصل امام حسین علیه السلام را آوردند در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها، و قبری درست کردند و شاه گفت وقتی من مردم، مرا اینجا دفن کنید که از اولین لحظه در خاک بهشت باشم.

در طول تاریخ شیعیان از بحث کردن و مناظره تفره نمی رفتند و پرهیز نمی کردند.

شب مباهله دعایی دارد که بسیار شبیه به دعای سحر ماه مبارک رمضان است و دعای سحر نیز که در آن شب مستحب است بهترین دعائی است که در آن، انسان هیچ چیزی از خدا طلب نمی کند جز اسماء و صفات خداوند را.

سخنرانی در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها - 20 آذر 88