میلاد رسول خاتم صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام مبارک باد

تقلّبک في الساجدين (سوره شعراء آيه 219) ابن عباس در تفسير آيه شريفه فوق گويد:" پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در صلب پيامبران بود و از هر کدام به ديگري منتقل مي شد تا آنکه مادرش او را به دنيا آورد." (تفسير ابن ابي حاتم، ج 9، ص 2828 حديث شماره 16029،؛ تفسير الدرالمنثور، ج 6، ص 298)

در حديث ديگري آمده است که ابن عباس وقتي در مورد آباء و اجداد رسول خدا از آنحضرت سوال نمود، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: " من در صلب پيامبران بودم، هرگز کسي از آباء و اجداد من مرتکب فحشاء نشدند. خداوند مرا از صلب پاکان به رحم پاکان منتقل مي نمود، انسانهايي که وارسته و مهذب بودند در هر دوره و نسلي در صلب بهترين آنان بودم." (تفسير الدرالمنثور، ج 6، ص 298)
از اين روايت و امثال آن استفاده مي شود که رسول خدا هرگز در صلب افراد کافر و غير مومن و گنه کار نبوده است. در هر زماني بهترين زن يا مرد آن روزگار حامل بذر شجره طيبه رسول خاتم بوده است. بنابراين ترديدي باقي نمي ماند که حضرت عبدالله بن عبدالمطلب والد مکرم رسول خدا مومن و موحّد و خداپرست بوده است. همچنانکه جناب آمنه بنت وهب بن عبد مناف بن زهره بن کلاب بن مرّه نيز پاک ترين زن زمان خود و موحد و مومن بوده است.متاسفانه در مورد شخصيت والاي اين خانم کمتر اطلاعاتي وجود دارد و تاسف بيشتر آنکه برخي از ساده لوحان تنها بدليل آنکه جناب آمنه در زمان جاهليت مي زيسته است او را متهم به شرک و کفر نموده اند و اين در حالي است که هيچ قذارت و رجسي بدتر از شرک نيست و رسول خدا(ص) فرمود: "من در صلب افراد طاهر بودم"
شخصيت رسول خدا(ص) و کرامت و عظمت آن حضرت معلول عوامل متعددي است. لطف و عنايت خاص خداي متعال بدون ترديد مهمترين نقش را در چيدايش چنين انسان مافوقي داشته است، قابليت و استعداد پيامبر (ص) نيز دخيل بوده که :" اشهد انک کنتَ نوراً في الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره" به خوبي دلالت مي کند که آنحضرت نوري پاک و طاهر بود که در صلب چنين پدر و مادري قرار داشت. قطعاً معنويت و روحانيت و ارزشهاي اخلاقي و مکارم و سجاياي روحي و تقوي و معنويت آن پدر و مادر در بوجود آمدن چنين فرزندي که خاتم پيامبران و اشرف مخلوقات خداوند است نقش بسزا داشته است. و بايد از وجود چنين فرزندي به شخصيت بي نظير پدر و مادر پي برد.
در جلد اول کتاب " تهذيب الکمال" ص 213 بحث مفصلي درباره اخلاق پيامبر اکرم(ص) دارد که چند جمله از آنرا در اينجا مي آورم:

" پيامبر اکرم دائماً مشغول کار بود، کم حرف بوده و سکوتش زياد بود، هرگز از غذا و نعمتي بدگويي نمي کرد، عصباني نمي شد، مکرر مي فرمود: کار کساني که به من دسترسي ندارند را نزد من بياوريد، احوال و سراغ اصحاب خود را مي گرفت. خوبي را خوب مي شمرد و تاييد مي کرد، زشتي را بد مي شمرد و از آن نکوهش مي نمود. پيروان خود را از سستي و تنبلي و فراموشي برحذر مي داشت. هرگز جايي نمي نشست و بر نمي خاست مگر با ذکر و نام و ياد خداوند. در مجلس او هرگز کسي احساس تفاوت نمي کرد که پيامبر ديگري را بر او ترجيح داده باشد. پيامبر بشاش، خوش خلق و نرم بود. هرگز عيب کسي را نمي گفت.


پيامبر سه چيز درباره خودش نداشت: خود نمائي، خود بزرگ بيني، اشتغال به چيزهاي غير مهم.پيامبر سه چيز را در باره مردم نداشت: هرگز کسي را مذمت ننمود. هرگز عيب کسي را نگفت. هرگز لغزش مردم را دنبال ننمود.
همه آنچه ذکر شده سيره پيامبر اکرم و همه ائمه معصومين عليهم السلام و بويژه امام صادق عليه السلام است.انشاءالله ميلاد رسول خاتم و امام صادق عليهما السلام بر رهروان آنان مبارک باد.