سالروز ولادت امام رضا علیه السلام مبارک باد

ای موسی خداوند فرزندی به تو می دهد به نام علی، او نگاهش با نگاه خدا است، با فهم خدا می شنود، هرچه انجام می دهد و می گوید عین واقعیت و صحیح است، هرگز خطا و اشتباه در او نیست، عالم است و نادان نیست، هرچه هست می داند
یا موسى، علیٌ الذی ابنک، ینظر بنور الله و یسمع بتفهیمه و ینطق بحکمته، یصیب و لا یخطی‏ء و یعلم و لا یجهل، قد مُلِی‏ََء حلما و علما

امام هشتم علیه السلام در یک دورانی به امامت رسید و زمامداری و رهبری شیعیان را به عهده گرفت که شاید اگر عملکرد امام هشتم نبود قطعاً دیگر نامی از اسلام و قرآن امروز به من و شما نمی رسید. در اواخر قرن دوم هجری و ابتدای قرن سوم که ایام امامت امام هشتم علیه السلام است چند مسئله در جهان اسلام و خصوصاً در میان ایران و ایرانیان رخ داده بود. علومی که از غرب و یونان باستان در عالم اسلام منتشر شد مربوط به زمان امام هشتم علیه السلام است. افرادی مثل حنین بن اسحاق یا یعقوب بن اسحاق کندی معروف به فیلسوف عرب در زمان امام رضا علیه السلام آمدند افکار و اندیشه های فلسفه ی یونان باستان را به زبان عربی ترجمه کردند و این باعث شد در جامعه ی اسلامی تفکراتی درباره خدا و درباره توحید، نه آنگونه که پیامبر می گوید بلکه آنگونه که غرب می گوید در جامعه اسلامی منتشر شد. یعنی یک خداشناسی غیر دینی در جامعه رخ داد. از طرفی دیگر مسیحیان و یهودیان این زمان فراوان در جامعه ی اسلامی نفوذ کردند. اولین آیه ی انجیل متی که چهارمین انجیل مسیحیان است این است که در ازل کلمه بود، کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود. این عبارت انجیل متی از غرب و از تفکرات افلاطونی گرفته شده بود و در کتاب مقدس مسیحی ها آمده بود، این حرف را در جامعه ی اسلامی ترجمه شد به عربی و فارسی و به دست مسلمانان رسید. مسلمانان نیز موضع گیری مختلف داشتند برخی از مسلمانها آمدند همین حرفهای غربی را با رنگ و لعاب مسلمانی در جامعه پخش کردند، نیمی از سنّی ها به نام اشعری مذهب آمدند گفتند قرآن کتاب خدا است و قدیم است، قرآن قبل از خلقت آسمان و زمین نیز بوده است. نصف دیگر از اهل سنت معتزلی شدند و گفتند قرآن آن موقعی که بر پیغمبر اکرم نازل شده، همان موقع خداوند این کلمات را تلفظ کرده و بیشتر خداوند این چیزها را نگفته بود. جنگی بین سنی های اشعری و سنی های معتزلی(بین آنهایی که می گفتند قرآن قدیم است و آنهایی که می گفتند قرآن حادث است) رخ داد و تنها در خراسان بیش از صد هزار مسلمان کشته شد. همین یک مسئله کافی بود تا اساس اسلام را به باد داده و همه زحمات پیغمبر اکرم و هفت امام پیشین نابود بشود، امام هشتم علیه السلام در این چنین شرایطی رهبری و امامت شیعه را بر عهده گرفت. مسئله دیگر اینکه یکی از سیاستهایی که در زمان هارون الرشید و مامون این بود که علما و دانشمندان را به یک بحث های غیر ضروری متوجه کنند و از مسائل اصلی دور کنند، علمای زیادی را دعوت می کردند، جایزه تعیین می کردند که بنشینند بحث کنند درباره کلمه "شتر"، که مثلاً ریشه اش چه بوده و از کجا درست شده است. یک کلمه ای را می نشستند بحث می کردند اما هرگز بحث نمی کردند که خدا چیست و چگونه است. یعنی علم متوجه شده بود به مسائل غیرضروری و مسائل اصلی فراموش شده بود. مسئله دیگر مسئله فساد و فحشا و منکرات نیز در زمان امام هشتم علیه السلام به طوری بود که تنها بخشی کوتاهی از آن را ابونعیم اصفهانی در کتاب الاغانی بیان کرده است.

امام هشتم علیه السلام در این شرایط امامت را به عهده گرفت و می خواهد شیعه و دین اسلام را به صورت مطلق حفظ نماید. یک امام معصوم تنها سیاستش این نیست که شیعه حفظ شود، سنی ها را هم باید از خطرات حفظ نمود. شاید تنها امامی که از همه امامان بیشتر سخنان عقلی و فلسفی دارد امام هشتم علیه السلام باشد. علتش هم این بود که در زمان این امام بود که افکار یونان به زبان عربی ترجمه شده بود. بیشترین سخنان امام رضا علیه السلام درباره توحید و خداشناسی است. آنچنان که بیشترین سخنان امام پنجم و ششم علیهم السلام در موضوع فقه و مسائل احکام است، در زمان آن دو امام، امامان سنّی(مثل ابوحنیفه) به مسائل فقهی رو آورده بودند ائمه ما علیهم السلام نیز فقه خالص و اسلام ناب را بیان کردند. در زمان امام هشتم علیه السلام مسئله این نبود که وضو چگونه بگیریم، مسئله این بود که خدا جسم است یا خدا جسم نیست، خدا را می شود با چشم سر دید یا خدا قابل دیدن نیست، آیا چیزی که قابل دیدن نیست قابل اثبات هست یا نه؟ خدا چگونه شبهای جمعه از آسمان بالا به آسمان دنیا می آید؟ اینها مسائلی بود که در زمان امام رضا علیه السلام مطرح بود. وقتی از ابن تیمیه که امام و مقتدای اهل سنت است در شهر دمشق پرسیدند که چگونه خدا از آسمان پایین می آید؟ روی منبر که نشسته بود از پله های منبر آمد پایین و گفت خدا اینطوری می آید پایین و دوباره از پله های منبر رفت بالا و گفت خدا وقتی صبح بشود اینطوری می رود بالا. وقتی که بالای منبر می نشست گفت خدا اینطور که من بالای منبر نشسته ام خدا اینگونه روی عرش می نشیند. وقتی درباره خدا از او سوال کردند گفت تنها از ریش خدا سوال نکنید غیر از ریش خدا هرچه بپرسید من جواب می دهم. یعنی می گفت خدا دست دارد، پا دارد و... همه اینها را می گفت.

امام رضا علیه السلام اولین کارش این بود که به مسلمانان یاد بدهد که خدا جسم نیست، خدا مادی نیست، خدا وجود دارد، آن چیزهایی با چشم دیده نمی شود بسیار بسیار بیشتر از آن چیزهایی است که ما تصورش را کرده ایم، فراوانند چیزهایی که وجود دارند و دیدنی نیستند و قابل احساس و لمس نیستند. فرشتگان خدا همه مجرند و مادی نیستند، عرش و لوح قلم همه مجردند.این اولین مسئله ای که امام رضا علیه السلام در میان مسلمانان منتشر کرد و این سخن امام هشتم علیه السلام بود که هم به شیعه و هم به اهل سنت خداشناسی را یاد داد. که بدانیم خدایی را که می پرستیم رنگ و بوی ماده ندارد و خدا قابل لمس نیست.

آنطور نیست که برخی از سنی ها تصور می کردند خدا در آسمان عربستان است بخاطر اینکه پیغمبر هرگاه می خواست به خدا اشاره کند با انگشت به بالا اشاره می کرد پس معلوم می شود خدا در آسمان عربستان است. اینطور نیست، امام رضا علیه السلام بود که فرمود پیامبر که با انگشت به بالا اشاره می کرد از باب احترام بود، از باب احترام بود که سرمان را بالا می گیریم و می گوییم خدا بالا است و الا خدا همه جا هست و خدا از رگ گردن به همه نزدیک تر است.پس امام هشتم خدا شناسی و اعتقاد به خدا را به مردم شناساند.

دومین مسئله که امام رضا علیه السلام در پاسخ به سوالات فراوان تاکید می کرد مسئله قرآن بود. امام رضا علیه السلام به شیعیان یاد داد که بگویند قرآن حادث است اما قران مخلوق نیست.یعنی آن موقع که قرآن بر پیغمبر اکرم نازل می شد همان موقع خدای متعال این کلمات را گفته است و بر پیغمبر نازل شده است.، آنگونه که در شب قدر کل قرآن یکجا نازل شد، هیچ اشکالی ندارد که همین کتاب در بیست وسه سال یا کمتر و یا بیشتر نازل شود.

در مورد سیاست امین، مامون و هارون الرشید که علما را متوجه بحث های غیر ضروری می کردند، امام هشتم گاهی لباس غیر مسلمانی می پوشید و می رفت در جمع یهودیان و مسیحیان و با آنها بحث می کرد و اسقف ها و کشیش ها می آمدند خدمت امام هشتم علیه السلام و امام هشتم علیه السلام از کتابهای خود مسیحیان و یهودیان بر علیه خودشان دلیل می آورد و اثبات حقانیت دین می کرد، یعنی امام رضا علیه السلام می خواست بگوید که ضرورت اول ما نیست که روی واژه شتر یا جمل بنشینیم و بحث کنیم که ریشه اش چه بوده، اما این ضرورت ماست که بگوییم ادیان دیگر چه می گویند و دین مقدس اسلام چه می گوید. نظر یهودی و مسیحی درباره انسان چیست و نظر قرآن و کلام پیغمبر اکرم دراین باره چیست؟ نگاه یهودی و مسیحی به زن چیست و چقدر زن را تحقیر می کنند و نگاه قرآن و اهل بیت علیهم السلام به خانواده و همسر چگونه است. یعنی امام هشتم علیه السلام علما و دانشمندان را متوجه می کرد که سراغ چه مسائلی بروند و چه مسائلی را باید ندیده گرفت و پشت سر انداخت.

در خصوص مسئله بی بند و باری و تهاجم فرهنگی و فحشا و منکرات، امام هشتم علیه السلام به کنیزانی که می رفتند در مجلس امین و موسیقی و لهو و لعب اجرا می کردند فرمود: اگر سیدی بخاطر آنکه تصور کند از انسان دیگری بالاتر است به زمین خورده است اگر من که امامم تصور کنم بخاطر اینکه امام هستم بر شما برتری دارم دیگر امام نخواهم بود، تنها و تنها ملاک برتری هر انسانی نسبت به انسان دیگر عمل صالح است. این سخن چنان در آن افراد اثر گذاشت که به سجده افتاده و توبه کردند.

یک بخش بسیار مهم در امامت و نبوت، مسئله توحید عبادی است. اصلی ترین و اولین حرف پیامبران پرستش و عبادت خداست، کار اصلی امامان علیه السلام و خصوصاً امام هشتم علیه السلام این بود که توحید عبادی را در میان مردم رواج دهند. فراوان درباره امام هشتم علیه السلام این جمله ذکر شده است که امام رضا علیه السلام از همه بیشتر اهل ذکر خدا بود.

ترجمه حدیثی که دربالا ذکر شد این بود که رسول خدا به امام هفتم می فرماید: ای موسی خداوند فرزندی به تو می دهد به نام علی، او نگاهش با نگاه خدا است، با فهم خدا می شنود، هرچه انجام می دهد و می گوید عین واقعیت و صحیح است، هرگز خطا و اشتباه در او نیست، عالم است و نادان نیست، هرچه هست می داند، مملو است از علم و حلم و بردباری.

والسلام



یاداشت ویژه ولادت امام رضا علیه السلام سال 90