چند نکته درباره ی ایام تبلیغ در ماه محرم

اصل تبلیغ رفتن و روضه خواندن بسیار کار ارزشمند و خوبی است، خوب است که آدم منبر برود و هرچقدر هم که منبر زیاد بروید خیلی خوب است، غیر از اینکه احکام خدا را به مردم می گوییم که خودش ارزش است و ثواب دارد، بلکه واجب است. غیر از اینها بیان آدم نیز خوب می شود.

خیلی از ماها وقتی حرف می زنیم، مردم نمی فهمند که چه داریم می گوییم، گاهی یک کلماتی را بکار می بریم که فقط خودمان می فهمیم که چه می گوییم اما کس دیگری نمی فهمد، یک وقت شخصی به آیت الله حسن زاده حفظ الله می گفت این عربی ای، که مصری ها می نویسند ما متوجه نمی شویم، آقای حسن زاده هم فرموده بود، اشکالی ندارد، عربی ای هم که ما می نویسیم، عربها متوجه نمی شوند. واقعاً هم همینطور است. یعنی ما زبانی برای خودمان درست کرده ایم که مردم زبان ما را نمی فهند. اگر زیاد منبر برویم و با مردم مانوس باشیم تا زبان مردم را یاد بگیریم. راهش نیز این است که من همیشه کتاب کلیله و دمنه جلوی دستم است، زیاد می خوانم، یا گلستان سعدی را یا دیوان شمس تبریزی را، کتابهایی که فارسی سلیس و روان هستند و برای منبر هم نکات اخلاقی خوبی دارند ولی یکی اش این است که آدم بتواند درست حرف بزند، غلط حرف نزند. 

از قدیم می گفتند کسی می تواند اخلاق بگوید که زبان را درست بلد باشد.
آیت الله مشکینی رضوان الله تعالی علیه می تواند استاد اخلاق باشد،چقدر سلیس و زیبا صحبت می کرد، یا مثلاً امام خمینی خیلی ادبیات زبانی اش قوی بود، ساده صحبت می کرد اما ادبیاتش خیلی قوی بود. حتی همین کتابهای امام، ادبیاتش از ادبیات کتابهای آیت الله خویی قوی تر است، با اینکه آیت الله خویی در نجف عربی درس می گفتند و امام خمینی فارسی درس می گفتند، ولی امام ادبیاتش قوی تر است. این نکته را برای این عرض کردم که منبر زیاد بروید، بیانتان و زبانتان سلیس و روان می شود و معجزه ی پیغمبران علیهم السلام با زبان بوده است. این یک نکته که روی کتاب های فارسی و ادبیات زبان فارسی زیاد کار کنیم، که بتوانیم درست تکلم کنیم و حرف بزنیم. حتی بعضی مواقع این کار را هم بکنید، که دفترچه ای داشته باشید، روزنامه که می خوانید کلمات جدید که در زبان بکار می رود را یاداشت کنید و بعد در صحبت ها استفاده کنید.

می خواستم بگویم که هم منبر بروید، هم اینکه منبر این فایده را برای خودمان نیز دارد.

نکته ی بعدی اینکه در منبر اصل روضه ی امام حسین علیهم السلام لازم است و بلکه گاهی واجب است، گاهی روضه خواندن واجب است، اینهمه روایاتی که درباره ی سفارش به عزاداری است.

برای منبر مطالعه خیلی لازم است، تا می شود از خودمان حرفی نزنیم، من بعضی از آقایان را می شناسم که منبر که می روند حتی دعاهایی که می خواهند بکنند را می نویسند، که چه دعایی بکنم و چه دعایی نکنم، اینها را می نویسد، خطبه اش را می نویسد، ورود و خروجش و کلمه به کلمه ی منبرش را می نویسد و واقعاً هم کار خوبی است که حرفی که فکر نکرده ایم نزنیم و مطالعه داشته باشیم.  مطالعه کردن خیلی لازم است.زیاد کتاب خواندن، آشنابودن با بازار کتاب و آشنایی با افکار جدیدی که در جامعه است.  بنای مان بر این باشد که هیچ وقت بدون مطالعه منبر نرویم، اما مطالعه کردن نه به این معنا که، عین آنچه را که در کتاب نوشته شده است، برویم روی منبر بگوییم، اینطور نباشد.نمونه خیلی زیاد دارد، کسی عین کتابی را  که می خواند می رود روی منبر می گوید و چقدر بد می شود. کتاب زیاد بخوانیم و بعد آن مطلب را مطابق با مقتضای حال و مقتضای مجلس بیان کنیم. 

الان بسیاری از آدمهایی که به مساجد می آیند، تحصیل کرده اند. بسیاری از اینها لیسانس و دکتری دارند، خیلی از آنها نیز همین درسهایی که ما خوانده ایم، جسته گریخته چیزهایی خوانده اند. عبارت آیه و حدیث را که می خوانیم خیلی دقت کنیم که اشتباه نخوانیم. دانشجو ها هم معمولاً زبان و ادبیات عربی می خوانند، اگر ببیند که من اعراب یک آیه ای یا یک حدیثی را اشتباه خواندم به کل حرفها ما بدبین می شوند. پس این همیشه در ذهنمان باشد که بسیاری از  کسانی که پای منبر ما هستند درس خوانده اند، مواظب باشید که یک وقت مطلب نادرست و مطلب سست تحویل آنها ندهیم.

  در خصوص این کتابهایی که درباره ی سید الشهدا علیه السلام است، من خیلی مطالعه ندارم ولی اینقدر که من با کتاب آشنایم، این کتاب بررسی تاریخ عاشورا برای دکتر محمد ابراهیم آیتی بیرجندی، فکر می کنم بهترین کتاب درباره ی عاشورا است.بررسی تاریخ عاشورا - دکتر آیتی.

کما اینکه بهترین کتاب درباره ی تاریخ پیامبر اکرم باز کتاب ایشان است. تاریخ پیامبر اسلام برای دکتر آیتی.  اگر در کتابهای شهید مطهری را نیز دیده باشید ایشان فرموده است که بهترین کتاب برای تاریخ اسلام، کتاب دکتر آیتی است، رحمت الله علیه، طلبه ی معمم بوده و بسیار بسیار بر تاریخ مسلط بوده است و خیلی نکات عبرت آمیز و فلسفه ی تاریخ و این چیزها در کتابش زیاد دارد.

نکته ی بعدی اینکه مواظب باشیم که ناخودآگاه آب به آسیاب دشمن نریزیم، این را من قبلاً اشاره کرده ام که خدا می داند که وهابیها چقدر کتاب درباره ی کربلا و امام حسین علیه السلام نوشته اند. حرف وهابی ها این است که می گویند این شیعیان خودشان رفته اند امام حسین را کشته اند، حالا دارند در سرشان می زنند که عجب غلطی کردیم، بعد می گوید باید به اینها خندید که خودشان این جنایت را کرده اند و خودشان نیز دارند می گریند. این حرف وهابی هاست. کسی هی بگوید که مردم کوفه بی وفا بودند، مردم کوفه شیعه بودند. کوفه مگر حرم اهلبیت نیست، مگر حرم امیرالمومنین کوفه نیست، چقدر روایات داریم در مدح کوفه. شیعه نیامد امام حسین را بکشد، شیعه که سیدالشهدا را نمی کشد، آنهایی که سیدالشهدا علیه السلام را کشتند پیروان عثمان بودند، اینها سنی بودند، آنهم نه سنی معمولی عثمانی ها بوند، عثمانی ها آمدند امام حسین علیه السلام را کشتد و کوفه که ائمه می گویند کوفه حرم امیرالمومنین است، دوقسمت داشته است، یک قسمتش محله ی بالا که دارالاماره آنجا بود،  و همه عثمانی بودند و همه سنی و از سنی های ناصبی.محله ی پایین هم شیعه بودند، آنجایی که مسجد کوفه است، این شیعیان جنوب کوفه(محله پایین) نه اینها نامه نوشتند که امام حسین تشریف بیاورید اینجا، نه اینکه به مسلم خیانت کرده باشند، ونه اینکه آمدند کربلا امام حسین علیه السلام را بکشند، و نه وقتی اسرا آمدند شادی کردند، بلکه اینها عزا گرفتند، آنهایی هم که آن جنایتها را کردند همه همین عثمانی های کوفه بودند و بعدهم جنوب کوفه بااینکه اقلیت بودند، بعد از جریان عاشورا، ریختند و تمام آنها را قتل عام کردند و از کوفه بیرونشان کردند، خلاصه در جریان کربلا کسی را سراغ نداریم که شیعه باشد و آمده باشد کربلا با امام حسین علیه السلام بجنگد.

مواظب باشید که ما خودمان آب به آسیاب دشمن نریزیم. خیلی وهابی ها اینها را در دنیا پخش کردند علیه ما شیعیان و حرفهای خودمان را می گیرند و مویدش می گذارند و این بخاطر این است که ما تاریخ را مطالعه نمی کنیم و روی منبر از این حرفها می زنیم، یعنی مواظب باشید شیعه را متهم به قتل امام حسین علیه السلام نکنید، عثمانی ها بودند که امام حسین را کشتند.

مطلب بعدی اینکه در منبر بحثهای اخلاقی زیاد بگویید، خیلی چیزهایی که برای من و شما بدیهیات است برای مردم بدیهی نیست، بسیاری از مردم اولیاتی که ما فکر می کنیم را بلد نیستند. برای خیلی ها باید بگویید نماز پنج تا واجب است، صبح واجب است، ظهر واجب است، شب واجب است، اینطور باید مسئله بگویید برای خیلی ها باید بگویید احترام پدر و مادر را نگهدارید، تقلید باید بکنید. مسائل اخلاقی را تاکید زیاد بکنید، نیاز جامعه هم، خیلی است و متاسفانه، متاسفانه در این زمینه خیلی ضعیف هستیم، اینکه مثلاً الان نوع نگاه ما به یکدیگر، نگاه ما به مسئولین کشور، نگاه ما به مسئولین حوزه، نگاه ما به شهردار و غیر شهردار، واقعاً یک نگاه بدبینانه و غیر اخلاقی است. نگاه اخلاقی به همدیگر داشته باشیم، به یکدیگر احترام بگذاریم، به دیگران احترام بگذاریم، شاید من فلان آقا را قبول نداشته باشم، ولی احترامش، که انسان است، عالم است، بزرگوار است، همه جور باید تکریمش بکنم و تعظیمش بکنم و احترامش بکنم.

این مسائل اخلاقی بسیار بسیار برای ما مهم است، چقدر در روایات داریم که پیغمبر اکرم وقتی می نشست عربی که می آمد می گفت: ایکم محمد صلی الله علیه و آله، پیامبر جوری در مردم می نشست که معلوم نبود که پیامبر است، می گفت پیامبر کیست؟ می گفتند این آقا. یعنی اینقدر پیغمبر با مردم خودمانی بود و خودش را بالاتر از دیگران نمی دانست.

جای بالای مجلس برای ما نباشد، برای دیگران احترام قائل باشیم، انسان احترام دارد هرکه می خواهد باشد ولو فاسق، ولو فاجر،  ولو کافر. پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله، سرکوچه ای نشسته بود، یهودی ها داشتند یک مرده ی یهودی را تشییع جنازه می کردند، پیغمبر به احترام مرده ی یهودی بلند شد و به عنوان احترام ایستاد، یک کسی گفت یا رسول الله اینها یهودی بودند، پیامبر فرمود: آدم بودند یا نبودند؟ آدم یهودی ولو مرده، احترام دارد. به مردم همیشه احترام بگذاریم. ارزش قائل باشیم، این خیلی زشت است و بد است برای ما که من بخواهم بشوم رئیس، در سپاه و ارتش و نیروی انتظامی، کسی که می شود فرمانده، گاهی سی سال چهل سال کار کرده است، خدمت کرده، دانشگاه رفته است، دوره دیده است، کلاسهای مختلف رفته است، دوره دیده است حالا شده این فرمانده، گاهی یک طلبه می بینید دو سه سال ، پنج سال در حوزه درس خوانده است، می رود آنجا احساس می کند که من باید هم ردیف آن باشم یا من باید جلو راه بروم و این پشت سرم راه بیاید، اینطور نیست، ما نباید خودمان را از مردم بالاتر بدانیم. واقع هم آنها خیلی بیشتر از ما درس خوانده اند، بیشتر از ما زحمت کشیدند و بیشتر از ما کار کرده اند، برفرض هم که ما بیشتر کارکرده باشیم، باید نگاهمان اینجوری باشد که آنها را بهتر بدانیم، اگر من خودم را بهتر بدانم که خیلی وضع خراب می شود،خودمان را ترجیح به مردم ندهیم، ما برتر از مردم نیستیم، لباسی پوشیده ایم که به مردم خدمت کنیم، لباسی پوشیده ایم که خودمان را از مردم کمتر بدانیم، رفتیم در اداره، پیغمبر فرمود در هر کجا که من می روم کدخدای آن ملت را، کدخدایشان را بیشتر باید احترام کنم، در یک اداره رئیس یک اداره کدخدای آنجاست. فرمانده ی یک جا کدخدای آنجاست. من یکروز می روم فلان جا و می آیم، کسی من را نمی شناسد، ولی آن آقا که فرمانده آنجاست و رئیس آنجاست، او می خواهد عمری در آنجا خدمت کند، باید پهلوی نیروهای خودش محترم باشد که بتواند کار کند، ما باید او را احترام کنیم که او جلو بیفتدو ما عقب راه برویم و این بهتر است برای ما. هم او موفق می شود در کارش و هم ما که آن تواضع و فروتنی و چیزهایی که دین گفته است و واقعاً باید داشته باشیم، نه اینکه از باب تواضع بلکه از باب اینکه واقعاً ما خودمان را کوچکتر از مردم بدانیم.

بهرحال مسائل اخلاقی هم برای خودمان لازم است و هم به مردم تذکر بدهیم و روی منبر هر چه می شود این چیزها را بگوییم.

 آنکه از ما انتظار می رود این است که به مردم بگوییم دروغ نگویید، گران فروشی نکنید، فقیر الان در جامعه خیلی زیاد است، خیلی زیاد است، نمی دانم که جواب خدا را روز قیامت می دهد، ولی آیت الله اراکی رضوان الله علیه در نماز جمعه اش، یکوقت می فرمود اگر کسی همسایه اش گرسنه بخوابد و خبر ندارید، گناه کبیره کرده اید، اگر خبر ندارید و همسایه گرسنه است گناه کبیره کرده اید، بعد می فرمود ولی اگر کسی می داند که همسایه گرسنه است، او یهودی است و بحثی نداریم، آنکه نمی داند گناه کبیره کرده است.

یک وقت آیت الله سیستانی به من می فرمود که تا موقعی که گرسنه ای و شکم خالی در جامعه است، این درس خواندن ها بدرد نمی خورد و خدا این را از ما نمی خواهد.

 بعضی وقتها ما یک آبرویی داریم، به کسی بگوییم یک پولی می دهد و به اینها کمک کنیم و این کار را باید بکنیم.

خلاصه اینجور چیزها وظیفه ی اصلی ماست، انشاء الله که خدا موفق بدارد و همه ما به آنچه که رضای امام زمان علیه السلام است موید باشیم.