مرد دوران(آیة الله شیخ یحیی انصاری)

بسمه تعالی

   چند نکته در زندگی مرد دوران

فقیه الفلاسفه و فیلسوف الفقهاء، آیة الحق، عارف واصل و عالم عامل حضرت آیة الله شیخ یحیی انصاری شیرازی اعجوبه ایی شگفت و از نوادر روزگار و فریده دهر و حجة خداوند بر عالمان و عابدان بود.

1- آیة الله انصاریی شیرازی نه تنها هرگز قدمی برای بزرگ شدن و مطرح شدن نام و آوازه خود بر نداشت بلکه هرگز سر سوزنی کبر، غرور و عجب نداشت. قرآن کریم می فرماید: « دار آخرت را برای کسانی قرار داده ایم که اراده بزرگی و برتری روی زمین ندارند» و بدین جهت باید گفت وی در آخرت بسیار بزرگ و عظیم الشأن است گرچه  در دنیا با خمود و گم نامی زندگی کرد و همیشه به هر طریق ممکن تلاش می کرد که نام و نشان و عکس و تصویر و فیلمی از او گرفته نشده و معروف نگردد. آری «پوریای ولی» وقتی در مسابقه کشتی مقاومت نکرد و زمین خورد، مردم و تماشاچیان و اهل دنیا رقیب و طرف مقابل را تمجید کردند اما ملائکه الهی پوریای ولی را ستایش کرده و بزرگ و برنده اش شمردند. آیة الله انصاری نزد خاک نشینان شهرتی نداشت اما نزد عرشیان و جبروتیان و ساکنان عالم قدس مقامی بس رفیع داشت.

2- او مصداق حدیث شریف «من یذکرکم الله رؤیته» بود. عیسی بن مریم علیه السلام فرمود با کسی بنشینید که همنشینی با او شما را به یاد خدا بیاندازد.

3- فقدان او نیز ثلمه و رخنه ای بود برای اسلام و حوزه علمیه که حقیقتاً این ضایعه با چیزی جبران نمی شود

4- درد دین و دلسوزی برای مقدسات و بویژه تعصب مقدس او نسبت به لباس روحانیت و ارزش های حوزه چنان بود که وقتی یکی از مدعیان روشنفکری که در دوران قبل از انقلاب با سخنرانیهای خود گاهی به تضعیف روحانیت یا کتابهای دعا و مقدسات دینی می پرداخت، آیة الله انصاری شیرازی در غالب درسها و سخنرانیها و جلسات خود به نقد افکار سست آن مدعیان روشنفکری می پرداخت. و در این زمینه تلاشی خستگی ناپذیر داشت و متحمّل آسیب های فراوانی نیز گردید.

5- وی نسبت به حضرت امام خمینی، مقام معظم رهبری، شهید مطهری و علامه طباطبائی علاقه ایی غیرقابل توصیف داشت و نیز اظهار می نمود، لقب «استاد شهید شیعه» و «فقیه الفلاسفه و فیلسوف الفقهاء» از اصطلاحات خاص آیة الله انصاری بود که نسبت به شیهد مطهری همیشه بکار می برد. همیشه از امام خمینی با عنوان «حضرت آیة الله العظمی نایب الامام خمینی» و یا «حضرت نایب الامام، آیه الله العظمی خمینی قدس سرّه القدوسی» یاد می کرد. و واقعاً وجودش در وجود امام ذوب شده بود. در زمان ستم شاهی که کمتر کسی جرأت می کرد نام امام خمینی را بر سر زبان آورد او در سخنرانی های خود از امام خمینی با عظمت و تمجید ویژه یاد می کرد

6- در دوران دفاع مقدس، با اینکه بسیاری از ایام تشییع جنازه شهداء بود و غالباً شهداء را در بعد از ظهر تشییع می نمودند و درس «شرح منظومه» آیة الله انصاری ساعت 3 بعد از ظهر در حسینیه ارک و مقارن با تشییع جنازه شهداء بود ایشان مقید بودند که حتماً درس را تعطیل و خودشان در مراسم تشییع و نماز و تدفین شهداء شرکت نمایند.

7- معمولاً آیة الله انصاری شیرازی نمازهای خود را به جماعت آنهم یا نماز آیة الله بهجت یا نماز آیة الله افتخاری در مدرسه آیة الله  گلپایگانی می خواند. و در سالهایی که آیة الله گلپایگانی نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را در مسجد حسین آباد بازار اقامه می نمودند آیة الله انصاری در آن جا برای جماعت خواندن حاضر می شد.

8- فروتنی ، تواضع، مدارا ، پرهیز از جدل و خودنمائی در بحث، مهمترین ویژگی این مرد بزرگ بود. او با اینکه در تدریس علوم عقلی در حدّی بود که از بهترین مدرسان «اسفار» و در تدریس عرفان به تدریس «مصباح الانس» اشتغال داشت اما دست شاگردان خود را می بوسید و برای طلاب مبتدی سال اول به نانوائی سنگکی رفته و نان تهیه کرده و درب حجره آنان تحویل می داد.

9- گریه های این عالم بزرگ را مگو و مپرس که قابل بیان نیست.

10- در ادب و شعر تقریباً تمامی اشعار منظومه جامی سبزواری را حفظ بود و تسلط فراوانی بر مثنوی مولانا و حتی دیوان پروین اعتصامی و حافظ و ... داشت و آنها را فراوان می خواند

11- دلدادگی به اهل بیت علیهم السلام و تسلیم محض بودن نسبت به آنان و آغاز نمودن هر روز درس خود را با حدیثی از کلمات معصومین علیهم السلام خود حدیثی طولانی می طلبد.

12- نسبت به تمامی مراجع معظم تقلید و بلکه همۀ علمای حوزه اعم از گذشته و حاضر و چه آنانکه در ایران هستند یا خارج ایران سر سپردگی خاصی داشته و همیشه از آنان با عظمت یاد می کرد . هرگز نشد که کوچکترین گلایه یا اعتراضی را نسبت به کسی از آنان روا بدارد

13- سر درس برای آنکه مبادا به جدل کشیده شود هر کس سؤالی می نمود کاملاً به حرف او گوش فرا داده و سپس با کمال ادب پاسخ می داد و سپس می فرمود من فقط می خواهم این عبارت را اضاف کنم. و دیگر ادامه نمی داد. هرگز سر درس روی صندلی یا منبر یا حتی پله اول منبر ننشست با اینکه شاید سیصد نفر در محضر او بودند ولی روی زمین جلوی منبر می نشست و هرگز سر مبارک خود را بلند نمی کرد و به احدی نگاه نمی کرد. برای آنکه وقتی به درس تشریف می آورد کسی جلوی پای او بلند نشود همیشه مقداری زودتر می آمد که هنوز طلبه ها نیامده باشند، و پس از درس نیز با تأخیر از جلسه خارج می شد که باز طلبه ها بیرون رفته باشند و کسی برای او بلند نشود.

14- در یک کلمه باید گفت آیت الله انصاری شیرازی مجسمه تقوی و تدین و علم و معرفت بود. و بحق وی فرشته ایی بود که روی این زمین چند صباحی زندگی کرد و دوباره به جایگاه خود رفت.

عاش سعیداً و مات سعیداً

احمد عابدی